حسن حسن زاده آملى
446
هزار و يك كلمه (فارسى)
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا . « 1 » در همان سن كودكى به او مقام نبوت بخشيديم . حكم ، امر محكم ، استوار و ريشهدار است . پيامبر حرف و فعل و نيتش از همان كودكى استوار و محكم است . بر همين مبنا ميرزاى قمى در قوانين به دنبال نقل كلام شيخ طوسى در عدة الأصول دراينباره مىفرمايد : قانون : الحقّ انّ نبيّنا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - قبل البعثة كان متعبّدا و لكن لا بشريعة من قبله من الانبياء « 2 » پيامبر اكرم ( ص ) كه هنوز مبعوث به رسالت نشده تا دين بياورد ، شيخ طوسى و ميرزاى قمى قدس سرهما چه مىفرمايند ؟ هردو بزرگوار خيلى خوب فرمودند ، درست فرمودند ، منتها بايد درباره اين موضوع بحث شود ، بايد ببينيم اعاظم و مشايخ علماى ما و شيخ طوسى و ميرزاى قمى چه حرفى شنيدهاند كه اين بحث را در عدّه و قوانين آوردهاند ، همه انبياء و اولياء از مشكات وجود حضرتش مستضىء بودند و مىباشند پس نمىشود كه متدين به دين ديگران باشد ، متدين به دين ديگران بودن با خاتميت قابل جمع نيست ، اين اجمالش ، تا به وقتش به تفصيل به عرض برسانيم . جناب صدوق سهو النّبى نوشت به اين پندار كه اگر پيغمبر سهو نكند ، مردم دربارهء او اعتقاد خدايى پيدا مىكنند ، او سهو كند كه مردم اعتقاد خدايى دربارهاش پيدا نكنند ؟ ! فرمايشى فرموده كه جواب آن را بنده حق ندارم عرض كنم و همان كه شيخ بهايى فرمود كافى است . شيخ بهايى فرمود : اگر امر داير بشود بين سهو نبى و سهو صدوق ( كه بگوييم صدوق در اين نظر خودش سهو كرده است ) ، صدوق اولى به سهو است .
--> ( 1 ) - سوره مريم ( 19 ) : 12 . ( 2 ) - قوانين الأصول ، ميرزاى قمى ( تهران ، اسلاميه ، ج 1 ، ص 494 .